Jerzy "Jurek" Kukuczka

تاریخ  کوهنوردی در هیمالایا بعد از پایان صعود هر 14 قله هشت هزار متری تا فرایند رویکرد امروزی و عام برای صعود به قلل آن دارای برگ هایی  درخشان و تابناک است . در این دوره که تقریبا از سال 1960  آغاز گردید و تا 1990 ادامه یافت کوهنودانی که پا به هیمالایا می گذاشتند دنیای سفید کوه های بلند را به گونه ای دیگر کشف کردند. آن ها نه بدنبال افتخار اولین صعود بودند و نه مانند امروز در گیر و دار صعود هایی مشخص با راهنما و شرپا .آنان گام به گام به دنبال صعود ستیغ ها و سختون های عظیم هشت هزار متری از راه هایی نو و مسیرهایی دشوار بودند. صرف کوهنوردی و بودن در کوه برای آن آدم های کوه ملاک اصلی بودنشان در آن دنیای سفید و سرد بود.

نام هایی نظیر یه ژه کوکوشکا -  ویوتک کورتیکا - راینهولد مسنر  - ادوارد لورتان - هانس کامر لندر -  داگ اسکات - مارسل رودی و ...........

سنگین وزن های هیمالایا با گنجینه ای از شاهکارها .

 

هر یک از این افراد به تبیین آن چیزی کوشیدند که امروزه آنرا به نام  آلپینیزم در هیمالایا می شناسیم .

هر یک از این اسامی درخشش خاص خود را دارد . اما یژه کوکوشکا کوهنورد فقید لهستانی  دومین فاتح تمام هشت هزار متری ها براحتی و بناحق بسیار گمنام باقی مانده است .

او  در سال 1948  در لهستان بدنیا آمد و در سال 1989 در ارتفاع 8200 متری دیواره جنوبی لوتسه برای همیشه در کوهیی که دوستش داشت آرام گرفت .

 

او طی هشت سال موفق به صعود تام قلل بالای هشت هزار متری شد( کاری که برای مسنر بیش از 16 سال زمان برد.) تمام صعود های بغیر ازقله لوتسه یا در زمستان بود یا از مسیری نو و یا بصورت انفرادی .

 

بسیاری بر این باورند که اگر کمی خوش شانس تر بود حتی زودتر از مسنر موفق به انجام این صعود ها می شود . ولی "یه ژه " هموارهاز اینکه او را درگیر مسابقه صعود با مسنر کنند قلمداد کنند رویگردان بود. او می گفت : من کوه ها برای بخاطر خودشان صعود می کنم نه بخاطر هیچ چیز دیگر.

 

کشور لهستان در زمان او دارای رژیمی کمونیستی با مسائل خاص بود . اینکه چگونه او توانست هزینه این صعود ها را بدون هیچ گونه کمک گیری از کمپانی های و کارخانجات جمع آوری کند نشان از اراده سخت او دارد. او هنگامیکه که به کشورش بر می گشت  ضمن زندگی با همسر و دو پسرش با  کار در ارتفاع و همچنین کار در رشته تحصیلی دانشگاهی خود پول پس انداز می کرد و باز راهی آن دیار دور می شد.

 

دوستانش از او بعنوان مردی مهربان پرکار و بسیار بسیار قوی نام می برند مردی ساکت که همواره آماده کمک به دیگران بود. توانایی غریب او در پیمایش کوه ها و مسیرهای فنی اعجاب آور بود. صعوداو بر روی K2 از مسیری که امروزه بنام مسیر کوکوشکا شهرت یافته یکی از غریب ترین سنگنورد های انجام شدن در ارتفاع بالای 8400  متری بود. مسیری با درجه سختی 5.11 . بدون اکسیژن ودر K2.

 بعد از اتمام صعود های او بر روی هشت هزار متری ها او باز به هیمالایا بازگشت . هدف او قله لوتسه بود . تنها قله ای که از مسیر عادی صعود کرده بود و راه انتخابی او دیواره جنوبی این کوه بود. دیواره ای که مسنر صعود آن را میراث کوهنوردان قرن  21  خوانده بود.

 او هم طنابش تا ارتفاع 8200 متری و تقریبا انتهای دیواره صعود می کنند. در آخرین طول های مسیر کوکوشکا پاندول می شود. کارگاه سقوط او را تاب می آورد . اما طناب پاره می شود!!!!

طنابی دست دوم که از یک تیم ژاپنی در نپال خریداری کرده بود........