به بهانه اهدای کلنگ طلایی تمام دوران به جف لووه
سال ۲۰۱۴ اومده بود برای جشنواره فیلم کندال.
من و پسرم رفتیم برای دیدنش، با اینکه به سختی می تونست حرف بزنه ولی خیلی روحیه شاد و جالبی داشت.
موقع پرسش و پاسخ آخر فیلم پسرم دستش رو برد بالا برای یک سئوال و مجری اونو صدا کرد برای پرسش.
پسرم پرسید اون بالا نترسیدید؟
جواب جف این بود: همون جور که تو با این سنی که داری جلوی ۵۰۰ نفر نترسیدی و بلند شدی سؤال کنی چون دنبال جواب می گشتی من هم مثل تو موقع صعود انفرادی آیگر نترسیدم.
چون دنبال پرسش خودم بودم.
......
توضیح در باره مفهوم این پرسشی که جف لووه به اون اشاره کرد:
وقتی جف لووه در زمستان مسیر انفرادی و مستقیمش روی دیواره شمالی آیگر باز کرد از لحاظ روحی و زندگی در موقعیت مناسبی نبود.
در حقیقت بنوعی به کوه پناه برد البته به روش خاص خودش" باز کردن یک مسیر مستقیم در زمستان" اون هم بر روی دیواره شمالی آیگر.
در طی صعود دو شب به خاطر طوفان در یک حفره برفی که فقط جای نشستن داشت مجبور به بیواک شد و خودش از کلمه Metanoia برای توصیف چیزی که در طی اون شب بهش رسید استفاده می کنه.
نوعی شهود روحی.
شاید رسیدن به این پاسخ بود که به جف کمک کرد با وجود ابتلا به بیماری بیدرمانی که دچارش شده و حتی قدرت راه رفتن و تکلم را ازش گرفته با روحیه بی نظیری در اجتماع حاضر باشه، و فیلم metanoia را بسازه.
