امسال شیرزاد و بیان چه می کنند؟
سردآب رود بعد از سال ها به خروش آمد و حریم خود را باز پس گرفت.
سیل چیز خوبی نیست. خرابی دارد و مشکلات. این را همه پایین دست نشین های کوه خوب می دانند. حکایت سیل و رودبارک هم حکایت کهنه ای است. هم سن و سال های من خوب به یاد دارند سیلی که از دره پشت ساختمان به نسبت تازه ساز آن روزهای فدراسیون کوهنوردی در سال 64 آمد چگونه تمام ساختمان و حیاط آن را پر از گ و لای کرد.
هر چند آن سال ها راه ماشین رو تا اول شیلات بود و بعد جنگل بود و راه کوهی تا درویش و یاد درویش به خیر که نهیب می زد هی جوون ها دیر راه افتادید که آلان رسیده اید اینجا؟ کی خواهید برسید سرچال پس؟
کارشناسی علت سیل را باید سپرد به دست کاردان آن که شاید تنها یک نفر باشد او که سال ها است دل به عشق علم کوه و یخچال های آن داده اما افسوس آن را می شود خورد با شنیدن اخباری مانند این که مشابه چنین حالتی در فرانسه هم در کوه های مون بلان بود و مقامات محلی با تدبیر و پمپ کردن آب ذخیره شده در زیر یخچال از بروز حادثه جلوگیری کردند!
هرچند می شود مطمئن بود تا صد سال آینده در خاک ما از این دست اخبار وحرف پیشگیری نخواهیم شنید وآنچه هست سیل است و قحطی و تخریب و تاسف از آنچه شد و می شد نشود!!
دوستان پایگاه اینترنتی کوهنوردان کلاردشت با تلاشی در خور سعی در اطلاع رسانی دقیق از این حادثه را داشتند اما سیل رودبارک در بین اخبار گوناگون چندان نمود پیدا نکرد. گویا خبر سیل و قحطی و تخریب چنان عادی شده که توجه خاصی را جز بر آنان که با آن در گیرند را بر نمی انگیزند.
مابین همه مشکلات و سختی ها من نمی دانم چرا سخت نگرانم برای شیرزاد و بیان. عین اله که رفت و جای او هم خالی اما فصل کار برای شیرزداد و بیان همین دو سه ماه تابستان است تا توشه ای برای پاییز و زمستان خود جمع کنند. سیل راه آن بالا ها را خراب کرده گویا اراده ای هم برای بازسازی آن فعلا نیست.
تا راه باز شود فصل تمام است و شیرزداد و بیان می مانند و دست خالی.
کسی به فکر آن ها هست؟
کوهنوردان درست یا غلط شهره اند که یاران خود را در کوه تنها نمی گذارند. این دو نفر یار همه ما در برنامه های علم کوه بودند آیا ما هم به فکر آن ها هستیم در این روزهای سخت؟؟
نمی دانم ..
همین!
پ. ن : در این روزهای بد خبر همین خبر های خوب کوچک هم غیمتی است !http://kalahoo.blogfa.com/post-358.aspx