نانگا پاربات
پیش از انقلاب و به همت انجمن کوهنوردی آن زمان کتابی به نام " حماسه نانگاپاربات " به چاپ رسید که شاید ماندگارترین یادگار آن شورا باشد. این کتاب بین کوهنوردان ایرانی معروفیت بی نظیری
پیدا کرد و تا سال ها و بعد انقلاب نیز بعنوان تنها کتاب موجود کوهنوردی که به شرح هیمالایا و شگفتی های صعود قلل هشت هزارمتری می پرداخت دست به دست می شد.
این کتاب راوی یکی از بزرگترین و بی نظیر ترین حماسه های کوهنوردی در صعود به کوه های بلند است . نویسنده کتاب " دکتر کارل هرلیخ کوفر" یکی از معروف ترین سرپرستان هیئت های اعزامی به قله های هشت هزار متری بود.
نکته جالب در باره دکتر کوفر این بود که وی هیچگاه خود از کمپ اصلی هیچ قله ای بالا نرفت ولی عشق عجیب او به دنیای کوه های بلند باعث شده تا از سال 1953 تقریبا هر سال یک هیئت بزرگ را در قره قوروم و هیمالایا سرپرستی کند.
کتاب نانگا پاربات شرح تلاش های کوهنوردان از سال 1895 تا 1970 است . تلاشی که در طی آن بیش از 35 کوهنورد و شرپا برای رسیدن به تارک اين کوه سر سخت جان خود را از دست دادند.
قلم توانای دکتر کوفر به زیبایی توانسته این افسانه صبر و تحمل و پایداری کوهنوردان در برابر تمام مشکلات این کوه را به تحریر در آورد . چه آن جایی که از زبان یکی از جان باختگان کوه می نویسد:
کوهستان تمام لشکریان خود را برای غلبه بر ما فرا خوانده - طوفان برف و بهمن سربازان این هجوم هستند . گویی ما در گیر یک نبرد نابرابر هستیم اما عجیب است که ما در این کارزار به دشمن خود عشق می ورزیم . ما عاشق کوهستانیم .
ویا
هر چند در نهایت دسته گلی بر گردن فاتح کوه انداخته می شود ولیاین فاتح هر گز نباید زحمات گذشتگان و کوشندگان قبلی را فراموش نماید . اگر همت وتلاش آن گذشتگان نبود هرگز این صعود عملی نمی شد.
.................
نانگاپاربت با 8125 متر در منطقه دیامیر کوه های قره قوروم پاکستان قرار دارد و نهمین کوه هشت هزار متری جهان محسوب می شود. این قله اولین هشت هزار متری جهان بود که شاهد تلاش کوهنوردان برای صعود خود بود . کوهنورد معروف "مومری" اولین تلاش خود را از جبهه دیامیر "" تا ارتفاع 6000 متری این کوه انجام داد و بعلت مشکلات مسیر سعی کرد مجددا از جبهه "راکیوت " خود را به قله برساند. او نمی دانست که جبهه راکیوت با بیش از 4500 متر اختلاف ارتفاع بلند ترین دیواره سنگ یخی دنیا است ! مومری برای همیشه در نانگاپاربات ناپدید شد.....
کوهنوردان آلمانی 35 سال بعد برای صعود این کوه تلاش نمودند تلاش هایی سخت و دشوار ولی تمام هیت های اعزامی تا قبل از جنگ جهانی دوم باق بول شکست را بازگشت رادر پیش گرفتند و آنچه بر جا ماند بدن مدفون شده 25 شرپا و ده کوهنورد بود .
نانگاپاربات به کوه سرنوشت و حماسه آلمانها تبدیل شده بود.
بعد از جنگ جهانی دوم و در سال 1953 یک هیئت مشترک آلمانی و اطیشی باز بسمت نانگاپاربات عزیمت نمود . سرپرستی این هیئت با " دکتر کارل هرلیخ کوفر " بود. تیم اعزامی با تلاش زیاد موفق شد مسیر را تا ارتفاع 7000 متری آماده کند. در 29 ماه می آنها خبر صعود اورست توسط تیم انگلیسی را شنیدند .
یکی از اعضای این تیم " هرمن بول " کوهورد معروف اطریشی بود . هرمن بول در کوه های آلپ به علت صعود های انفرادی گستاخانه اش به کله شقی و سر سختی معروف بود.
روز دوم جولای او و " اوتو کمپتر " به کمپ پنجم رسیدند . ساعت یک بامداد روز سوم جولای " بول" آماده حرکت شد. کمپتر به سختی از کیسه خواب خود خارج شد و چندان آماده صعود نبود. بول بعد از نا امید شدن از آمادگی کمپتر چادر را به تنهایی ترک و به سمت قله حرکت کرد.
هوا بسیار سرد ولی کاملا صاف بود. با طلوع خورشید بول متوجه نقطه سیاهی شد که در پایی مشغول حرکت است . او " اوتو کمپتر" بود که تلاشمی کرد به دنبال "بول " حرکت کند. اما بعد از مدتی بعلت خستگی از ادامه صعود منصرف شد.
دکتر کوفر این لحظات را چنین توصیف می کند: شیاطین ارتفاع در گوش تو زمزمه می کنند برای چه بالا می روی برگرد. چرا خودت را خسته می کنی برگرد به چادر آن جا راحت تری برگرد.....
امابول مصم بود به راه خود ادمه بدهد. ساعت های متمادی از روی سنگ های یخ زده و مسیرهای برفی بالا رفت . در ساعت دو به گردنه زیر قله رسید . از اینجا تازه مسیر سنگی آغاز می شد. او کمی استراحت کرد وکوله خود را آن جا گذاشت و تنها پرچم قله و دوربین و باطوم هایش را با خود برداشت . درگیری با بخش سنگی زمان بسیار زیادی طول کشید ودر ساعت 6 بعد از ظهر به بالای آن رسید.
و یک ساعت بعد هنگامی تنها قله نانگا پاربات سعمی از روشنایی روز داشت با برداشتن آخرین گام ها توانست به حماسه نانگا پاربات برگ جدیدی اضافه کند او بر فراز قله بود.

بعد از گرفتن چند عکس سریعا راه بازگشت را در پیش گرفت . هوا رو به تاریکی می رفت . در میانه تیغه های مسیر بازگشت در ارتفاع حدود 7800 متر مجبور به بیتوته شد. بدون کیسه خواب - بدون چادر - بدون کت پر - بدون هیچ چیز!!!
آن شب از باد در کوه هیچ اثری نبود شاید به عقیده باربران محلی آن شب خدایان محافظ نانگاپاربات خواب بودند . به هر تقدیر هرمن بول با فرا رسیدن روشنی به پایین بازگشت .
او بعد ها گفت : ارواح کوهنوردان کشته شده در نانگا پاربات را می دید که او را تشویق به راه رفتن می کردند......
در کمپ اصلی همه از بازگشت او نا امید شده بودند و قصد بازگشت داشتند. اما نفرات کمپ پنج وقتی در حال نصب لوحه یادبودی بودند که بعد از آن کمپ را جمع کنند نقطه سیاهی را دیدند که به پایین می آمد.
آری هرمن بول زنده بود.
چهره او بر اثر رنجی که کشیده بود شیبه به پیر مرد ها شده بود
اما
او از قله می آمد.
.................................
............................................
...........................................................
هرمن بول چهار سال بعد باز به قره قورم بازگشت او و دوستانش قله برادپیک (80474 متر ) را با روش آلپی و بدون شرپا صعود کردند . بول معتقد بود استفاده از شرپا و صعود های محاصره ای در کوه های بلند ارزش صعود را پایین می اورد. با این صعود او اولین انسانی شد که دو قله هشت هزار متری را صعود نموده .
چند روز بعد او در قله چوگولیزا (7654 متر )بر اثر شکستن یک نقاب برای همیشه ناپدید شد. پیکر او هیچگاه یافت نشد.
برای آگاهی بیشتر